غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
230
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
در سال 329 بجكم كشته شد . او در نهر جور به صيد رفته بود كه به دست كردان كشته شد . چون بجكم كشته شد ابو عبد الله بريدى وارد بغداد شد و در ناحيهء شفيعى فرود آمد . وزير و قضات و كاتبان و اعيان مردم به ديدنش رفتند . متقى توسط پيكى سلامت او را تهنيت گفت و چند شب طعام فرستاد . سپس بريدى نزد متقى رسولى فرستاد و از او پانصد هزار دينار طلب كرد كه به افراد سپاهى بدهد . متقى از پرداخت چنين مبلغى عذر آورد . بريدى بار ديگر پيام فرستاد و او را تهديد كرد و سرنوشت معتز و مستعين و مهتدى را به يادش آورد . خليفه ناچار پانصد هزار دينار براى او بفرستاد . در تمام مدتى كه بريدى در بغداد بود با متقى ديدار نكرد . چون اين مال به دست بريدى رسيد ، از آن همه اندكى به سپاهيان داد و اين امر سبب آشوب و اغتشاش ايشان شد و با او جنگ كردند . بريدى و پسرش و برادرش بگريختند و در كشتى نشسته به واسط رفتند . كورتكين ديلمى ، بر همهء امور بغداد استيلا يافت و نزد متقى رفت . متقى او را خلعت پوشاند و مقام امير الامرايى داد . پس از اندك مدتى محمد بن رائق از شام به بغداد آمد و منصب امير الامرايى را از نو تصاحب كرد . در سال 330 محمد بن رائق كشته شد و ناصر الدولة بن حمدان از سوى متقى مقام امير الامرايى يافت . همچنين برادرش ابو الحسن على را خلعت داد و به سيف الدوله ملقب كرد . پس از اندكى تركان بر سيف الدوله بشوريدند و شبى در لشكرگاهش بر سرش تاختند . سيف الدوله بگريخت . چون خبر به برادرش ناصر الدوله رسيد آهنگ موصل كرد . مدت امارتش سيزده ماه بود . پس از ناصر الدوله ، توزون منصب امير الامرايى يافت . در سال 331 امير سعيد نصر بن احمد « 542 » بن اسماعيل صاحب خراسان و ما وراء النهر وفات كرد . او مردى حليم و كريم و عاقل بود . گويند بيمارىاش به درازا كشيد و سيزده ماه مدت گرفت . پس در قصر خود خانهاى ساخت و آن را بيت العباده ناميد . جامههاى پاكيزه مىپوشيد و برهنه پاى به آنجا مىرفت و نماز مىگزارد و دعا و تضرع مىكرد ، و از منكرات دورى گزيد و مرتكب هيچ گناهى نشد تا دعوت حق را لبيك گفت . پس از او پسرش نوح كه امير حميد لقب گرفت حكومت خراسان و ما وراء النهر يافت .